نظر علي الطالقاني

154

كاشف الأسرار ( فارسى )

چيزى است كه با تو است و آن جاهل بودن به آفات و نقايص و فناء و تضاد و تزاحم دنيا است و آن دوستى او در دل گرفتن است ، كه اينها قهرا تو را به حركت آورند و در پى او بدوانند . پس غرض عمده از ارسال رسل و كتب و وضع شرايع و اين همه اصرار در مذمّت دنيا و اين همه آيات و اخبار به جهت اين است كه دنيا و آخرت را بشناسى تا پس از شناختن قهرا دنيا را دشمن گيرى ، اعنى لذائذ و حب حيات و حب رياست را ، و خدا و دوستان خدا و آخرت را قهرا دوست گيرى ، و چون چنين شوى هر چه كنى از براى آخرت كنى و هر قدمى كه زنى جز خدا در نظرت نباشد . پس ظاهر شد كه محض مطاعيّت و رئيس بودن يا مالك اموال بسيار بودن هيچ ضرر ندارد ، بلكه عين آخرت است در صورتى كه محبت و دلبستگى نداشته باشى و به جهت مصلحت دين و ترويج علم و مسموع الكلمه بودن نگهدارى ، چنانچه از معصومين ( ع ) بسيار چنين بوده‌اند . و اگر هيچ‌كدام نداشته باشى سر تا پا در زيان و ضررى در صورتى كه محبت و دلبستگى داشته باشى ، چنانچه امير ( ع ) فرمود و لو انّ رجلا اخذ جميع ما فى الارض و اراد به وجه اللّه فهو زاهد . 73 و منسوب به او است اين بيت : خذ بامر اللّه و اترك ما نهى * البس الخزّ و كل لحم الحمل 74 بگير امر خدا را و ترك كن نهى خدا را ، خز بپوش و گوشت بره بخور ضرر ندارد . و لكن بر تو مخفى نيست كه چون كسى دنيا را دشمن گيرد ، اعنى لذّات و حب حيات و حبّ رياست را ، البته عاقل دشمن را زياده از قدر ضرورت نگه ندارد بلكه و بال داند ، و قدر ضرورت نگه داشتن عين آخرت است و زيادتى را در راه خدا بذل كند ، پس صفت سخاوت و جود در او پيدا شود و هر چه دهد لوجه اللّه دهد نه للدّنيا ، اعنى نه به قصد جزاء و شكر و عوض و مدح ، و هر چه دهد بسيار بزرگ و زياد است اگر در ظاهر بسيار كم باشد ، و هر حبّه كه او دهد بهتر است از اينكه ديگران تمام دنيا را دهند به قصد عوض يا مدح و ثناء . و بسيار كم است كه مصلحت شرعى اقتضا كند نگهداشتن مال و رياست را ، مثل آن كه شخص بسيار عالم زاهد متبحّرى باشد كه چند روزى مال نگهدارد تا مردم رو به او كنند و او را بشناسند و گوش به سخن او بدهند و بعد از اين البته مصلحت در بذل و ترك آن خواهد بود . و لكن فيل مىخواهد كه چنين باشد و به محض مصلحت همه را رها